- انتخاب هوشمند سفر و تفریح
- صبح جمعه با گوشه؛ هیچ آینهٔ درخشانی در کار نیست
- صبح جمعه با گوشه؛ آهنگهای شاد برای اهلش
- صبح جمعه با گوشه؛ جَز، مناسب برای جنایت در آشپزخانه
- صبح جمعه با گوشه؛ وه که جدا نمیشود نقش تو از خیال من
- صبح جمعه با گوشه؛ من ندانم با که گویم شرح درد
- صبح جمعه با گوشه؛ چون از تاریکی به روشنایی آمدم، به تاریکی باز نروم
- صبح جمعه با گوشه؛ در اُمیدم کسی با تو شریک نیست
- صبح جمعه با گوشه؛ هنوز حسرت پیراهن تو در تن من است
- صبح جمعه با گوشهٔ گذشته؛ پذیرایی خُشک و خالی

مرا به یاد داری آیا، انگار فرو رفته باشی در صندلی گردان و بیقواره دستور بدهی
قرصهام را بیار
دندانهام را بیار
مشتی ستاره و لکلک بیار
طناب را بیار
فندک را بیار
کلیدم را بیار
شکلاتام را بیار
شیپورم را بیار
شکوهام را بیار
بالام را بیار
مبارزم را بیار
گورم را بیار
برو حالا برو برو برو
برو در را کامل نبند
آهنگهای صبح جمعهٔ دویستوپنجاهونهم را با گوشه در وب دونی...
لوون هفتوان این هفته درگذشت. برای همین، این جمعهٔ اوست. در برنامه تلویزیونی که از او دیدم، به فیلم قدیمی ارمنی از دهه ۶۰ میلادی اشاره کرد؛ «اشکهای خوشبختی»:[embedded content]
این آهنگ با همان اسم از همان فیلم است که در یوتیوب یافتم:[embedded content]
وقتی پدر سر حال بود
در باغ بزرگ مادربزرگ در اصفهان
با من و برادر کوچکم
قایمباشک بازی میکردیم
ساکو بهتر از وب دونی...